عبد الرضا سالار بهزادى
369
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
اقدامات در دفع آنها باقى خواهد ماند ، زيرا كه نايب الحكومهء موقتى كه رئيس قشون ايالتى هم هست سردار نصرت است كه اخيرا از جلو سعيد خان و بهرام خان از بلوچستان ايران فرار نموده و لياقت او در اداره نمودن امور جبران عدم رشادت او در ميدان جنگ را هم نمىنمايد . بسيارى از قشون محلى در رشادت و جرئت و ساير صفات نظامى از سارقينى كه با آنها بايد مقابله نمايند پستترند . مواجب آنها عقب افتاده و عدهء آنها از ميزان مصوبهء دولت خيلى كمتر است . . . » 574 بهر تقدير پس از اين دوره و پس از كنارهگيرى محمد خان اسعد الدولهء دوّم به علت كسالت از امور حكومتى و نظامى ، مرحوم على اكبر خان سالار اسعد - كه بعدا نام خانوادگى سالار بهزادى برگزيد - پسر كوچكتر اسعد الدوله در مقام فرماندهى فوج بهادر گرمسيرى كه در سال 1329 ه . ق . فرمان سرتيپى آن فوج همراه با لقب سالار اسعد به نام او صادر گشت به چند مأموريت نظامى در بلوچستان رفت . بعد از تغيير سلطنت و روى كار آمدن رضا شاه ، سالار اسعد خود را به كلى از خدمات دولتى و حكومتى و فعاليتهاى سياسى به كنار كشيد امّا در سال 1310 ه . ش . كه موج تازهاى از ناآرامى و اغتشاش در بلوچستان بروز نمود ، رضا شاه پهلوى كه درصدد بهرهجويى از كليهء متنفذين در بلوچستان جهت آرامسازى آن ناحيه بود مرحوم سالار اسعد را مجبور به قبول نيابت حكومت بلوچستان نمود . امّا وى پس از چند روزى از اين مأموريت كناره گرفت و بقيهء دوران سلطنت پهلوى اوّل را به فعاليتهاى كشاورزى در املاك خود در بم گذرانيد . در سال 1338 شمسى در انتخابات دورهء بيستم مجلس شوراى ملّى آقاى عيسى سالار بهزادى فرزند مرحوم سالار اسعد به دعوت چند تن از سران و سرداران بلوچستان نامزد نمايندگى مجلس از ايرانشهر شد ؛ امّا در همان به دو مبارزهء انتخاباتى چون اوضاع و احوال و جوّ كلى سياسى را مغاير با عقايد و سلايق خود تشخيص داد ، به نفع سردار عيسى خان مباركى رئيس طايفهء مباركى بلوچستان و به نفع دوستى تاريخى و ريشهدار دو خانواده از انتخابات كناره جست . و اين آخرين شراره از خاكستر بيش از شصت سال حكومت بلوچستان در خاندان سعد الدوله و اسعد الدوله بود .